-علی قاسمی

گفتمان غالب شعرفارسی به درازای تاریخ ، باوجود شعرای نامی زن ، همچنان گفتمانی بوده مردسالار و به هیچ وجه درونیات واحساسات زن در آن منعکس نگردیده است. هرچند شعرای نامی همچون " رابعه ی قزداری " ، " پروین اعتصامی " و... حضورجدی وفعال متنی داشته اند ؛ اما اگرنام این شعرا را ازشعرشان حذف کنیم ، به هیچ وجه قادربه تشخیص زنانه بودن متن هایشان نیستیم ، این روند ادامه دارد تا ظهور فروغ فرخزاد درحوزه ی شعرو بروز درونیات و احساسات وعواطف زنانه ، فروغ در حوزه ی ادبیات فارسی چنان انقلابی برپا کرد و بریکی دو نسل بعدی چنان تاثیری گذاشت که حرکت او صرفا درحوزه ی ادبیات محصور نماند وتأثیرش برژانرهای ادبیات محسوس است و انکارناپذیر. فروغ پس از رها کردن سنت چهار پاره سرایی در سه کتاب اولش ، در(تولدی دیگر) به ابعاد دیگری در تفکر و زبان شعرد ست می یابد . او که شاعر مرگ وعشق است با کشف ظرفیت های کلمات به اصطلاح غیر شاعرانه و با انعطا ف بخشیدن به اوازن شعر و گریز از قراردادهای عروض نیمایی ، حرکتی ضد قراردادی در زبان شعرش انجام می دهد . فروغ معتقد است که وزن باید از نو ساخته شود و چیزی که وزن را می سازد باید اداره کننده ی وزن باشد .
فروغ که خود مدت ها در حوزه ی تأثیر پذیری شاعرانی مثل توللی و نادرپور قرار داشت ، بر شاعران همنسل و نسل پس از خود تأ ثیر عمیقی گذاشت تا جایی که تنوع بخشیدن به وزن و ایجاد ظرفیت های جدید موسیقایی شعر از طریق آن به پیروی از فروغ ، اساس کار این شاعران قرار می گیرد . م.آزاد و اسماعیل خویی در همین زمینه دست به تجربه هایی می زنند . شاعران دیگری نیز مثل طاهره صفارزاده و جعفر کوش آبادی ، سیروس مشفقی و اصغر واقدی از همین چشم انداز و با نزدیک ساختن زبان شعرشان با واقعیت های مشهود ، بر ضربان موسیقایی شعر خود می افزایند.صفارزاده در تلاش پیگیر خود به انعطاف هایی در وزن می رسد . او در جستجوهای شاعرانه اش به شعر " کانکرت " نیز دست می یابد . صفارزاده بعدها راه ورسم شعری خاص خودش را پیدا می کند . اسماعیل خویی نیز به پیروی از فروغ به تنوع در وزن شعر خود علاقه نشان می دهد . منوچهر آتشی در برخی از شعرهایش به کشش های وزنی شعر فروغ توجه دارد وکم وبیش تحت تأ ثیر او قرار می گیرد . مرگ فروغ تأ ثیر قاطعی بر شعر زنان ایران داشته است و فی الواقع توجهی که به فروغ به عنوان یک " زن – شاعر " شد مبدأ توجه زنان ایران به شعر امروز محسوب می شود .
شاعره هایی که در دهه ی چهل تحت تأ ثیرفروغ قرار داشتند عبارتند از : فروغ میلانی ، شهین رضوی ، فخری توشانلو ، پروین صداقت زاده ، ژیلا مساعد ، پروانه میلانی ، پوران فرخزاد ، مهین مهر یار ، پروانه مهیمن و... .
نکتهای که رضا براهنی به درستی بر آن تأ کید دارد ، سنتی است که فروغ در شعر امروز ایران بنیان می نهد . براهنی می گوید : " فروغ بدون شک بنیانگذار فرهنگ مونث شعر فارسی است . پیش از او هیچ شاعره ای ، عاشقانه از مرد سخن نگفته است ".
اشاره به این نکته بسیارمهم است که فروغ از بنیانگذاران شعر گفتاری است ، که بعدها سید علی صالحی و تعدای از شاعران دنباله رو او گشتند ، خود فروغ در باره ی شعر گفتاری می گوید : " ... من باید اول کشف می کرد م که چطور شد نیما به آن زبان و فرم رسید . باید آن را طی می کردم . یعنی زند گی می کردم... غیر از نیما خیلی ها مرا افسون کردند ، مثلا شاملو، او از لحاظ سلیقه های شعری واحساسات من ، نزدیک ترین شاعراست . وقتی که " شعری که زند گی است " را خواند م متوجه شدم که امکانات زبا ن فارسی خیلی زیاد است . این خاصیت را در زبان فارسی کشف کرد م که می شود ساده حرف زد . حتا ساده تر از" شعری که زند گی است " یعنی به همین ساد گی که من الان دارم با شما حرف می زنم ... "
و فروغ بالاخره به اینگونه حرف زدن می رسد :
" من در میان تود ه ی سازند ه ای قدم به عرصه ی هستی نهاده ام
که گرچه نان ندارد ، اما به جای آن
میدان باز وسیعی دارد
که مرزهای فعلی جغرافیاییش
از جانب شمال ، به میدان پر طراوت و سبز تیر
و از جنوب ، به میدان باستانی اعدام
و در مناطق پر ازدحام ، به میدان توپخانه می رسد "
(تولدی دیگر، ص 156)
هما نگونه که اشاره شد براهنی فروغ را بنیانگذار شعر مونث در ایران دانسته است، این فروغ بود برای اولین بار در شعرهای زنانه نگارش ازعشق، زیبایی ، پستان، مطبغ ، آشپزخانه، چرخ خیاطی و... سخن به میان آورد و با جسارتی منحصربه فرد همچون الگویی پیش روی زنان معاصر ظاهرشد :
" من خوشه های نارس گندم را
به زیر پستان می گیرم
وشیر می دهم "
و با ذهنیت " آنیما " یی خود جهان درونی و شکوفا و زیبا درهمان حال ، نوستالژیک زن ایرانی را ترسیم نمود :
" کدام قله ، کدام اوج
مرا پناه دهید اجاقهای پر آتش
ای فصلهای خوشبختی
و ای جلای روز، شب و فرشها وجا روها
مرا پناه دهید ای تمام عشق های حریصی
که میل دردناک بقا بستر تصرفتان را
در آب جادو
وقطرهای خون تازه می آراید ".
ودرتولدی دیگر می گوید :
" کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند ، هنوز
با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
به تبسم معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب او را
باد با خود برد " .
با این مقدمه وارد خوانش شعر " انتظار " اثر فهیمه غنی نژاد می شویم :
انتظار
" باید منتظر بمانم
تو بیایی
و شمعی روشن کنی
تا برق سنجاق موهایم
دل تاریک و روشنی را
بشکافد
و گوشواره هایم
بر نگاهت بیاویزند
که میهمانی خاطره های دور
نزدیک است
از بازیهای کودکی
که باز گشتی
شمعی روشن کن
چهره ی ماه را
ابر پوشانده است " .
(دنیای سخن ، شماره 94 ، سال 1380 ، ص 63 )
مضمون اصلی شعر "انتظار" از دو کلمهی "عشق" و "انتظار" تشکیل شده است که همین دو کلمه هستهی مرکزی هستند و کلمات دیگر را تحت الشعاع خود قرار دادهاند، شعر با کلمهی انتظار شروع می شود و با دنیایی از انتظار به پایان می رسد. انتظاری که توأم است با عشق زنانه، حتی اگر بخواهیم نام آفریننده متن را حذف کنیم چند کلمهی دیگر گواه این اند که شاعر این شعر زن است، ترکیباتی همچون "برق سنجاق موهایم، گوشوارههایم، بر نگاهت بیاویزند".
شاعر از همان آغاز شعر با ترکیب چند کلمهی "باید منتظر بمانم" عشق درونی و آتشین خود را برای معشوقش به نمایش می گذارد و منتظر است تا او بیاید، چون آمدن او همرا است با روشن شدن شمع و از طریق انعکاس نور شمع بر روی سنجاق موها دو دل شکافته می شوند:
1- دل تاریک (دل خودش)
2- دل روشن(دل معشوق)
همچنین روشن نمودن شمع مؤید این است که میهمانی خاطرههای دور نزدیک است (وصال).
شاعر در بخش دوم که بخش پایانی هم است از تمهیدی استفاده می کند که خواننده را آزاد می گذارد، آنچنان که خود می خواهد اسز ترکیب واژگان "از بازیهای کودکی/ که بازگشتی" دلالت معنایی تولید نماید چون:
1- کودک دل روشنی دارد – ارتباط دل روشن سطر پنجم با سطر اول و دوم قسمت دوم-
2- کودک عجول است و کنجکاو.
3- احتمالا عشق میان عاشق و معشوق به دوران کودکی برگردد و ...
4- شاید منظور از "از بازی های کودکی / که بازگشتی". همین باشد که می خواهی همچون کودکی مرا به بازی بکشی.
همچنین ارتباط دل تاریک با چهرهی ماه را ابر پوشانده است، ارتباطی است تنگاتنگ و که هنگام خوانش، خواننده ( منتقد) باید به آن توجه نماید.
اگر بخواهیم از لحاظ ساختاری شعر را بررسی نمائیم ممکن است بتوانیم به محتوای شعر دسترسی پیدا کنیم: 
اگر به صورت سطحی به شعر انتظار ننگریم و عمیق عناصر سازندهی متن را بررسی نمائیم به همان نظریهای دست خواهیم یافت که رضا براهنی آن را " بوطیقای ادبی زنان" نامیده است.
***
منابع:
1- گزارش به نسل بی سن فردا، رضا براهنی ، نشرمرکز، چاپ اول 1384.
2- گزاره های منفرد، علی باباچاهی، جلد 2 ، چاپ موسسه ی انتشاراتی سپنتا.
-----------------------------------------------------------------------------------
با امانت از وبلاگ کانی علی